1394/7/28
تعداد نظرات:0
13:09
شماره مطلب:1394728651
-A A +A

سلیمان محمد خاطر

سلیمان محمد عبدالحمید خاطــر، مثــل همــه جوانان مصــري که به ســن ســربازي ميرســیدند، خــودش را آماده رفتن به ســربازي کــرد، او آخرین فرزند خانــوادهاي درمنطقه «اکیاد» از اســتان شرقي مصر بود، سلیمان به منطقه «راس برجه» در جنوب شبه جزیره سینا اعزام شــد و به عنوان ســرباز ارتــش مصر در مرزمشغول محافظت از مرز مصر بود.ســلیمان در ماههاي آخر ســربازي بود. که ناگهان حادثــه بــزرگ زندگیــش روي داد، 14 مهــر ماه1364 هنگامــي که آفتاب در حــال غروب کردن بود، ناگهان متوجه شــد که 12 توریست اسرائیلي در حال نزدیک شــدن به محل نگهباني او هستند، محلي که ســلیمان خاطــر از آن نگهباني مي کرد یک منطقه نظامي بود که ســلاحهاي خاص در آن نگهداري مي‌شــدند و به همین خاطــر ورود تمام افراد غیرنظامي به آن ممنوع بود. ســلیمان با مشــاهده آن گــروه 12 نفره بــه آنها هشــدار داد و به زبان انگلیســي گفت: Stop nopassing اما گروه اسرائیلي به حرف او بي‌توجهي کردند و ناگهان اتفاقــي رخ داد که همه زندگي او را تحت‌الشــعاع قرار داد، شــلیک در گرگ و میش صحراي سینا منجر به کشته شدن هفت اسرائیلي بود. محاکمه‌جنجالي‌‌: وقتي سلیمان خاطر در دادگاه نظامي حاضر شد به دلیل وضعیت سیاسي آن دوره یعني پس از امضاي معاهده کمپ‌دیوید و ترور انور سادات و تضادهایي که میان جهان اســلام و صهیونیسم وجود داشت، دادگاه ســلیمان خــاطر بــه یکــي از جنجاليترین دادگاههاي دهه هشتاد میلادي تبدیل شد. هنگامي کــه بازپــرس دادگاه نظامي از ســلیمان خاطــر شــرح حادثه را پرســید، ســلیمان توضیح داد کــه روي نقطه مرتفعي ایســتاده بوده و گروه اســرائیلي در حال نزدیک بودن به او بودند، منطقه مورد نظر منطقهاي ممنوعه و نظامي بوده، پیشــتراز آن سلیمان در حال خواندن نماز بوده و گروهي اســرائیلي نماز خواندن او را مســخره کرده بودند، ســلیمان توضیح داد که چگونه به آنها هشدار داده کــه جلوتر نیایند و اینجا یک منطقه نظامي اســت ولي گروه اســرائیلي بدون توجه بــه اخطارهاي او سعي داشــتند او را فریب بدهند. باز پرس پرسید: «آیا از سالم بودن سلاحت اطمینان داشتي؟» ـ بله، براي این که هر ســربازي که ســلاح خود را دوست داشــته باشــد وطن خود را دوست داشته اســت و آنکه ســالحش را حمل مي کند مانند این اســت که وطنش را حمل مي کنــد پس باید از آن مراقبت کند. بازپرس پرســید که چرا اقدام به تیراندازي هوایي نکردي و ســلیمان جواب داد: «آنها لباس شنا به تن داشــتند و یکي از زنها با برهنه شدن ميخواست مــرا فریب دهد، منطقه هم منطقه‌اي نظامي بود و تأکیــد کرده بود که هیچ فــردي چه مصري و چه خارجي حق ورود بــه آن را ندارد، به همین خاطر ناچار شدم که شلیک کنم.» گروهي از نشریات مصري سرسپرده سعي داشتند که سلیمان‌خاطررا دیوانه معرفي کنند، اماسلیمان همچمنان بر محافظت خود از خاک کشــورش در مقابل اسرائیليها اصرار داشت به گونهاي که در دادگاه فریاد زد: «من از مرگ هیچ هراسي ندارم، چرا که قضا و قدر الهي اســت، من از آن هراس دارم که حکمي کــه در مورد من صادر شــود آثار منفي‌اي بر همرزمانــم بگــذار و آنها را هراسان کند و وطندوستي را در آنها بکشد.» سلیمان خاطر که قبل از تیرانــدازي فریاد الله‌اکبر سر داده بود و خودش را تســلیم نیروهاي مصري کرده بود، عنــوان کرد که در کمال ســلامت عقــل و روان ایــن کار را کــرده اســت، رســانه‌هاي غربــي ســعي کردنــد بــا ایجــاد جــو رواني خواســتار حکــم اعــدام بــراي او شوند ولي دادگاه نظامــي در 28 دســامبر 1985 او را به 25 ســال زندان با اعمال شــاقه به زندان نظامي شهر نصر در نزدیکي قاهره فرستاد. خودکشي‌ساختگي‌: در 17 دي مــاه 1364 برخــي از روزنامه‌هاي مصر خبري را منتشــر کردنــد کــه جنجالــي دیگــر در پي داشــت، خبــر حاکــي از آن بود کــه ســلیمان خاطر در زنــدان خودکشــي کرده اســت، روزنامه‌هــا بنــا به گــزارش پزشــکي قانونــي نوشــتند که ســلیمان خاطر بــا اســتفاده از پارچه‌هــاي ملحفه‌اش خودش را حلق‌آویز کرده، اما پذیرفتن این مسئله هم براي مــردم و هم خانواده ســلیمان خاطــر ســخت بود، بــرادر ســلیمان اظهار داشــت کــه مــن از ایمــان و مذهبــي بــودن ســلیمان اطمینان دارم، او هیچوقت حاضر به خودکشــي نبوده است. برخي شاهدان از مشاهده آثار کبودي و جراحت روي ســاق پــاي او خبر دادند، بــه همین خاطر بود که خانواده ســلیمان خواســتار کالبد شکافي جسد فرزندشان شدند، هر چه بیشتر ميگذشت بر احتمال قتل بیشــتر افزوده ميشــد، به همین خاطــر بــود کــه دانشــجویان دانشــگاهاي «قاهره»، «عین شــمس» و «الازهر» و همچنیــن دانش‌آموزان دبیرستاني شــروع به تظاهرات کردند، مسئله‌اي که باعث شــد تا دولت مصر ســعي کند ســریع غائلــه را ختم به خیر کند و دســتور دفن جنازه را داد، ولي مادر ســلیمان در مورد مرگ پسرش گفت: «پســرم کشــته شــد تا آمریکا و اسرائیل راضي شــوند.» دانشجويان معترض برعليه اسرائيل شعار مي‌دادند و خواهان جنگ با اسرائيل بودند. تشييع جنازه سليمان خاطر ، ارکان ديکتاتوري حسني مبارک را به لرزه درآورد و تظاهراتهاي پي‌درپي، نيروهاي نظامي را وادار به اعمال خشونت نمود. دانشجويان مصري شعار مي‌دادند: «الصهيوني ده غدار المعقول المعقول إن سليمان مات مقتول سليمان خاطر قالها في سينا قال مطالبنا وقال أمانينا سليمان خاطر يا شرقاوي دمک فينا هيفضل راوي سليمان خاطر قالها قوية الرصاص حل قضية» (...سليمان خاطر [با خون خود] اعلام کرده است که گلوله راه حل قضيه [اسرائيل] است) بعدها فاش شــد کــه در 12 دي ماه یک عکاس صهیونیســت در جریــان تهیه گــزارش و فیلم با دوربین خود به ســلیمان خاطر حمله کرده است و ســلیمان خاطر دچار ضربه مغزي شده است تا اینکه در 17 دي ماه 1364 به شــهادت رســید، ســلیمان خاطــر در دفاع از خــاک میهنش و در ضدیت با پیمان کمپ دیوید دســت به کاري زد که از نگاه آمریکا و اســرائیل عمل تروریستي بود .

افزودن نظر جدید

Image CAPTCHA
لطفا کاراکترهای تصویر را در کادر بالا وارد نمایید.